على اصغر شميم
514
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
از سعد الدوله از شغل خود كنارهگيرى كردند و از پيرامون محمد على شاه پراكنده شدند . كسروى نويسندهى « تاريخ مشروطهى ايران » در اينباره مىنويسد : « جز سعد الدوله كسى با محمد على شاه نماند . ما از اين مرد نكوهش نوشتهايم و در اينجا از ستايش بازنمىايستيم . اين كار او مردانه و دليرانه بود ولى ديگران را هرچه نكوهش كنيم ، رواست . اينان آن كسانىاند كه هميشه در پيرامون محمد على ميرزا و پدر بر پدر از درباريان بودند و بيشتر ايشان در زمانى كه محمد على ميرزا مجلس را به توپ بست و رشتهى كارهاى كشور به دست لياخوف و شاپشال افتاد ، عنوان وزارت داشتند . هر روز در باغشاه آن بيدادگرىهاى لياخوف را با ديده ديدند و كالبدهاى پيروان ميرزا جهانگير خان و ملك المتكلمين را كه در راه آزاديخواهى جان باخته بودند ، تماشا نمودند و اين اندازه مردى از خود نشان ندادند كه به آن بيدادگرىها ايراد گيرند ولى اكنون بىدرنگ از كار كناره جستند و اين كار را از بهر آن كردند كه رو به سوى مشروطه بياورند و ديگر از دستهى درباريان بيرون باشند « 1 » » . نيروى زير فرماندهى سردار اسعد در قم با رسيدن نيروهاى جديد از بختيارى و مجاهدين داوطلب اصفهان و فارس تقويت شدند . مقارن اين اوقات ، قزوين به تصرف نيروى مجاهدين گيلان درآمد كه فرماندهى آنان با محمد ولى خان نصر السلطنه سپهدار بود « 2 » حركت اين نيرو از قزوين به سوى تهران تا كرج بدون خونريزى صورت گرفت و اولين برخورد اين نيرو با دستهاى از قزاقان به فرماندهى بلينف در كنار پل كرج روى داد . يفرم خان به همراهى دوست و همكار خود ابراهام خان « 3 » ، كه هردو اعضاى برجستهى حزب « اتحاد و اتفاق » يا داشناك ارامنه تابع ايران بودند ، با يك حمله نيروى قزاق را درهم شكستند . كمى بعد بين نيروهاى سپهدار و سردار اسعد كه اولى در كرجى و دومى در رباطكريم موضع گرفته بودند ، ارتباط برقرار شد . در اين موقع نمايندگان سياسى انگلستان از جانب سفارت انگليس در تهران با دو سردار مليون تماس گرفتند و گفتگو كردند ، شايد آنان را از حركت به سوى تهران بازدارند ولى نتيجهاى به دست نياوردند ، جز آنكه مشاهدات خود را
--> ( 1 ) - « تاريخ هيجده سالهى آذربايجان » ( جلد دوم تاريخ مشروطه ) ، نگارش سيد احمد كسروى ، چاپ دوم ، 1333 ، صفحه 51 . ( 2 ) - در كشاكش تصرف قزوين به دست مجاهدين ، عدهاى از مرتجعين از آن جمله شيخ الاسلام و قاسم آقا از افراد بريگاد قزاق كه در ويرانى بهارستان سهم بسزايى داشتند كشته شدند . ( 3 ) - ابراهام خان مشهور به بختيارى بعدا به خدمت ارتش درآمد . وى در سال 1342 شمسى به سن 86 سالگى در تهران درگذشت .